الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
39
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)
شما برخوردم و شما بر من وارد شديد و هيزم خواستيد و گفتم آنچه را كه بايد بگويم و شما آن مرد بيابانى را معرفى كرديد ! سپس فرموديد كه فلان روز از فلان ماه به شما مىرسم ، و همانطور شد كه فرموديد نه يك روز كم و نه زياد ، دانستم كه شما امامى هستيد كه خداوند اطاعتش را واجب كرده است . مردم نمىتوانند شما را نشناسند از اين بابت خدا را سپاسگزارم ! فرمود : « ابوخالد ! هر كه بميرد و امام خود را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است و مطابق عملش در اسلام بازخواست مىشود » . « 1 » 37 - از على بن حمزه به نقل از پدرش آورده است ، مىگويد : خدمت امام كاظم عليه السلام بوديم ناگهان سى تن از غلامان حبشى وراد شدند كه براى آن حضرت خريده بودند ، آن حضرت با يكى از آنها كه از حبشىهاى خوشسيما بود سخن گفت سپس بيرون رفتند ، گفتم : فدايت شوم ! ديدم شما با اين غلام به زبان حبشى صحبت كرديد ، به او چه فرموديد ؟ فرمود : « به او گفتم : به همراهانش سفارش نيكى و خير كند و هر ماهى سى درهم به آنها بدهد و اين بدان جهت بود كه چون او را ديدم دانستم كه غلام عاقلى از فرزندان شاهان ايشان است و او را به تمام نيازمنديهايش توصيه كردم ، او سفارش مرا قبول كرد و با وجود اين غلام راستگوست » . سپس فرمود : « شايد تو از حرف زدن من با او به زبان حبشى تعجّب كردى ، تعجّب نكن ، زيرا كه آنچه از امر حجت خدا بر تو پوشيده است بيش از اينهاست و شگفتآورتر است و اين مقدار از علم
--> ( 1 ) - دلايل الامامة : ص 168 .